صفحه اصلی arrow ایین بهتر زیستن arrow - گفتگوي دكتر سيدمجتبي ميرعبداللهي با دكتر مجد

- گفتگوي دكتر سيدمجتبي ميرعبداللهي با دكتر مجد




آئين بهتر زيستن
آئين بهتر زيستن عنوان مجموعه سمينارهايي است كه از سال 1382 به اهتمام موسسه فرهنگي هنري <پژواك هنر و انديشه‌> در بيمارستان تخصصي و فوق تخصصي ميلاد برگزار مي‌گردد. طي اين مدت بالغ بر 150 جلسه و سمينار در خصوص موضوعات بهداشت رواني و علوم تربيتي برگزار و با استقبال هزاران نفر از علاقمندان مواجه شده است‌. با توجه به ويژگي‌هاي اين سلسله سمينارها كه در عين احترام به نظر مخاطبين در انتخاب عناوين و سرفصل‌هاي جلسات‌، به ورطه عوام‌زدگي و طرح موضوعات غيرمنطقي نپرداخته و به رغم هزينه‌هاي بالاي برگزاري متداوم چنين دوره‌هايي‌، كلاس علمي محتواي جلسات و سطح فني برگزاري‌، ضبط و توليد آنها را از حدود استاندارد و قابل قبولي پائين نياورده‌، با دكتر مجد (روانپزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران‌) سخنران ثابت اين سلسله سمينارها و محور اصلي اين دوره‌ها طي 4 سال گذشته كه نقش اساسي در شكل‌گيري‌، برگزاري و تداوم اين برنامه‌ي باارزش فرهنگي داشته‌اند، و با حضور دكتر سيدمجتبي ميرعبداللهي‌، از كارشناسان علمي فرهنگي و نظريه‌پردازان رسانه‌، گفتگويي تدارك ديده‌ايم كه بخش اول آن از نظرتان مي‌گذرد. بديهي است در صورت حمايت‌هاي مادي و معنوي مسئولين ذيربط و برگزاري برنامه‌هاي مشابه موجبات افزايش دانش همگاني و ارتقاء سطح سلامتي جامعه فراهم خواهد آمد.

++ دكتر ميرعبداللهي‌: آقاي دكتر، كاري كه شما انجام مي‌دهيد آوردن مسايل روانپزشكي و روانشناسي است بين مردم در قالب يك مشاوره‌ي جمعي‌. درست است كه افرادي مي‌نشينند جلوي شما و گوش مي‌دهند و به ظاهر صحبت نمي‌كنند ولي به نظر مي‌رسد گاهي اوقات شما خودتان را جاي آنها قرار مي‌دهيد و از طرف آنها جواب‌هايي مي‌دهيد و تحليل مي‌كنيد. شايد اين يك جور گروه درماني باشد منتها نه آنطور گروه درماني كلاسيك‌. مي‌خواهيم در خصوص اين قالبي كه براي كارتان انتخاب كرديد، صحبت كنيم‌.
== دكتر مجد: يك فلسفه‌اي دارد كه من اين كار اجتماعي را شروع كردم و آن اين بود كه در سال‌هايي كه من كار در ايران را شروع كردم ديدم مردم نسبت به اطلاعات رشته‌ي ما خيلي بي‌خبر بودند، پيش ما با اكراه مي‌آمدند آن هم بيشتر به خاطر مسايل جسمي بود. از اين رو ما اين فكر را كرديم كه اين اطلاعات را بهشان بدهيم‌. من هم شروع كردم به صحبت كردن در مدارس‌، مجامع‌، مساجد، دانشگاه‌ه، راديو، تلويزيون و مطبوعات و همه جا. ديدم اين كار بازخورد خيلي خوبي داشت‌. بعد از سال‌ها ديدم اصلا اين اطلاعات وارد بافت زندگي مردم شده‌، خودشان متوجه مسايل هستند و آنها را راحت ابراز مي‌كنند، مي‌توانند خيلي از مشكلات‌شان را خودشان حل كنند، از بسياري معضلات مي‌توانند پيشگيري كنند. همين طور مي‌توانند بيماريابي كنند مثلا اگر يكي از افراد خانواده‌شان اختلالي داشته باشد، مي‌فهمند كه اين يك مسئله است و سريعا به درمانگرم مراجعه مي‌كنند. به اين ترتيب من از كاري كه انجام مي‌دادم خيلي نتيجه گرفتم تا اينكه در سال 1978 سازمان بهداشت جهاني اعلام كرد كه روانپزشكان بايد به ميان مردم بروند و با آنها صحبت كنند يعني همان كاري كه من قبلا هم انجام مي‌دادم‌. به اين ترتيب روانپزشك از اطاق تنگ و تاريك مطب‌اش آمد بيرون و وارد جامعه شد و با ترويج اين اطلاعات علمي بين مردم به تدريج بهداشت رواني مُد شد. حالا كه اين سال‌ها گذشته و من ديگر خيلي با مردم صحبت كرده‌ام واقعا احساسم اين است كه اين كاملا واجب است كه كسي كه دو سه كلاس سواد دارد، سواد خودش را با مردم تقسيم كند. همانطور كه ما به مردم اطلاعات مي‌دهيم كه قلب چيست؟ ريه چيست؟ واكسن چيست؟ خوب يكي هم بايد بگويد روان چيست؟ فرق آن با روح كدام است؟ در اين بين بعضي روانشناسان و روانپزشكان هستند كه بيشتر به زبان عاميانه مردم حرف مي‌زنند، مردم هم پاي صحبت‌شان مي‌نشينند. ابتدا او را نگاه مي‌كنند، رفتارش را برانداز مي‌كنند، ممكن است اوايل جلسه خيلي جدي نباشند، با هم صحبت كنند و بخندند، بعد كه به مرور اطلاعات مي‌گيرند همه چيز را به خودشان‌، همسرشان و اطرافيانشان نسبت مي‌دهند، مي‌بينند چه ايراداتي داشته‌اند در زندگي شخصي‌، روابط با همسر و فرزندان‌، در محيط كار، در مواجهه با مشكلات و براي حل مسايل‌، لذا توي فكر و خيالات مي‌روند و زندگي‌شان را دوباره مرور مي‌كنند. اين البته مفيد است ولي گرفتن اطلاعات عوارض جانبي هم دارد و آن اينكه آدم ممكن است نسبت به بعضي عملكرد گذشته‌اش افسوس بخورد ولي بعد از مدتي به خودش مسلط مي‌شود و راه مي‌افتد. سابقا كه اطلاعات نداشت الكي خوش بود، حال مي‌بيند انگار بعضي خوشحالي‌هايش بيهوده بوده‌. لذا اين پروسه مي‌تواند به صورت دايناميك تا›ثيرات عميقي روي شنونده داشته باشد، شايد يك جور گروه‌درماني است به خصوص وقتي سئوال و جواب مي‌شود كاملا نقش گروه‌درماني را دارد. لذا نتيجه گرفتيم كه اين يكي از مفيدترين كارهايي است كه ما مي‌توانيم براي مردم انجام دهيم و الان به جايي رسيده‌ايم كه از دورترين روستاهاي كشور براي من نامه مي‌آيد يا زماني كه در راديو و تلويزيون برنامه داشتم‌، مردم تماس مي‌گرفتند و سئوالات بسيار خوبي مي‌پرسيدند در مورد ازدواج‌، شرايط آن‌، مشكلات خانوادگي‌، نحوه‌ي برخورد با بيماري‌ها و اختلالاتي كه بعضا خانواده‌ها با آنها درگير هستند و مسايلي از اين دست و اينكه چكار بايد بكنند يا براي حل مشكل‌شان به چه كسي بايد مراجعه كنند و... يعني فكر مي‌كنم سطح اطلاعات جامعه بالا آمده كه اين يكي از اهداف بهداشت درماني است اگر چه ممكن است بعضي‌ها اعتقاد داشته باشند كه انتقال اين اطلاعات به مردم و بسط و توسعه آن در جامعه بايد با دقت و وسواس بيشتري انجام پذيرد ولي ما معتقديم همانطور كه مردم در مورد بيماري‌هاي جسمي‌شان آموزش مي‌گيرند، مثلا راجع به بيماري‌هاي عفوني‌، شيوه‌هاي سرايت آنه، راه‌هاي پيشگيري‌، افزايش سطح ايمني‌، واكسيناسيون‌، و... و مي‌آموزد كه چگونه در ابتلا به بيماري‌ها جلوگيري كند و يا در صورت ابتلا از شدت و عوارض آن بكاهند، در مورد اختلالات و بيماري‌هاي رواني هم همينطور است‌. كسب اطلاعات براي پيشگيري و يا تشخيص بيماري در مراحل ابتدايي قبل از آنكه با بيماري شديد صعب‌العلاجي مواجه باشيم از اهميت بسزايي برخوردار است‌. من با تمام وجود اعتقاد دارم اين وظيفه‌ي من است و انشاءا... ادامه خواهم داد در هر شرايطي و در هر موقعيتي تا زماني كه توان آن را داشته باشم‌، ذكات علمي من اين است كه با مردم صحبت كننم و اطلاعات و تجربياتم را در اختيار آنها قرار دهم و از اينكه مردم هم استقبال مي‌كنند خيلي خوشحالم شايد فكر مي‌كردم تا اين اندازه استقبال نخواهد شد و اين برنامه طي اين سال‌ها به اين ترتيب و با اين كيفيت و با اين انعكاس مثبت در داخل و خارج از كشور تداوم پيدا نكند كه خوشبختانه به ابتكار و به اهتمام آقاي دكتر ناصري و خانواده‌ي ايشان اين حركت 4 سال گذشته در بيمارستان ميلاد آغاز شد و تاكنون هم به لطف خدا ادامه پيدا كرده‌.

 

طراحی سایت توسط پارس میزبان